السيد محمد حسين الطهراني
52
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
نه ولايت أعلم - را نمود ، روايتى است كه مرحوم مجلسى در « بحار الانوار » در أحوال حضرت إمام محمّد تقىّ ، جواد الائمّه عليه السّلام ، از كتاب « عيون المعجزات » نقل مىكند لَمَّا أفْتَى عَمُّهُ عَبْدُ اللَهِ بْنُ موسَى بِفُتْيا غَيْرِ صَحيْحَهء . حضرت إمام جواد عليه السّلام به عموى خود عبد الله بن موسى ، هنگامى كه او فتاواى غير صحيحه داده بود ، اينطور خطاب كردند : فَقَالَ ( عَلَيْهِ السَّلامُ ) : لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ ، يَا عَمُّ ! إنَّهُ عَظِيمٌ عِنْدَ اللَهِ أَنْ تَقِفَ غَدًا بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولُ لَكَ : لِمَ تُفْتِى عِبَادِى بِمَا لَمْ تَعْلَمْ وَ فِى الامَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ ؟ « 1 » . « حضرت فرمودند : لا إله إلّا الله ، اى عمو جان ! حقّاً خيلى بزرگ است در نزد خدا چون فردا ( در موقف حساب ) در پيشگاه او حاضر شوى و خدا به تو بگويد : چرا در ميان بندگان من فتوى دادى به آنچه كه نميدانستى ، در حالتى كه در امّت كسى كه از تو أعلم باشد وجود داشته است ؟ ! » ظاهر اين روايت اگرچه نهى است از فتواى به غير علم ، إلّا اينكه بعد از تأمّل در محتواى آن ، بدست مىآيد كه : اين ظاهر ، مراد نيست . بلكه مستفاد از آن ، نهى از فتوى است زمانى كه در ميان امّت ، أعلم وجود داشته باشد . به جهت اينكه إمام عليه السّلام بعد از اينكه نهى و مؤاخذه فرمود از فتواى به غير علم ، مورد نهى خود را تخصيص داد به آنجائى كه در امّت ، أعلم وجود داشته باشد و چون ميدانيم كه : فرقى در حرمت فتواى به غير علم نيست بين اينكه در ميان امّت ، أعلم باشد يا نباشد ؛ لهذا مستفاد از كلام حضرت ، اخْتِصاصُ النَّهْىِ بِصورَةِ وُجودِ الاعْلَم است و مُفتِى ، عند وجود الاعلم ممنوع از فتوى مىباشد ، مطلقا ؛ چه فتواى وى بدون علم باشد و چه با علم . و آن فتوائى كه در قبال فتواى أعلم واقع شود ، آن فتوى نادرست و غير حقّ است ؛ اگرچه مُفتى قاطع
--> ( 1 ) « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 12 ، ص 124 ، از « عيون المعجزات » : لَمَّا قُبِضَ الرِّضا عَلَيْهِ السَّلامُ كانَ سِنُّ أبى جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلامُ نَحْوَ سَبْعِ سِنينَ ، فَاخْتُلِفَتِ الْكَلِمَةُ مِنَ النَّاسِ بِبَغْدادٍ وَ فى الامْصارِ ، الرّواية ( و كانَتْ طويلةً فى الجُملة ) .